6 بهمن 1398

مسابقه آیات منتخب در صبحگاه قرآنی سال تحصیلی جاری

مولف: احمد صبوحی   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:
3/4

امنبع:پایگاه درس هایی از قرآن-         اعوذ بالله من الشیطان الرجیم        بسم الله الرحمن الرحیم
صفحه 176- تفسیر سوره اعراف- آیه ۲۰۴
وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْءَانُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنْصِتُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ  ترجمه :و هرگاه قرآن خوانده شود، به آن گوش دهید و ساکت شوید (تا بشنوید)، باشد که مورد رحمت قرار گیرید.
کلمه‏ «اِنصات»، به معناى ساکت شدن براى گوش سپردن است.
این آیه مى ‏گوید: هنگام تلاوت قرآن، از روى ادب سکوت کرده و آیات آن را گوش دهید. البتّه سکوتِ واجب، تنها در زمانى است که امام‏ جماعت مشغول خواندن حمد و سوره نماز باشد که باید مأمومین ساکت باشند و در باقى موارد مستحب و نشانه‏ ادب است. اگر فرمان سکوت هم نبود، خرد و ادب اقتضا مى‏ کرد که در برابر کلام خالق، سکوت کنیم.
حضرت على (ع) در نماز بود که فرد منافقى چندین بار بلند قرآن خواند، در هر بار حضرت سکوت مى‏کردند و سپس نماز را ادامه مى‏دادند.
پیام ها
۱- در برابر تلاوت قرآن از سوى هرکس که باشد، باید سکوت کرده و گوش بسپاریم. «و اذا قُرء القرآن فاستمعوا له» («قُرِء» مجهول آمده است)
۲- سکوت و گوش سپردن به قرآن، زمینه‏ برخوردارى از رحمت الهى است. «لعلّکم تُرحمون»
 
صفحه 155- تفسیر سوره اعراف - آیه ۴۳

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَینَا لِهَذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَآ أَنْ هَدَینَا اللَّه
ترجمه
: خدا را شکر که ما را به این (راه) هدایت کرد و اگر خداوند هدایت مان نمى‏ کرد، ما (به خودى خود) هدایت نمى‏ شدیم. 
پیامبر اکرم در غدیر خم به مردم فرمودند: «معاشر النّاس سلّموا على علىّ بامرة المؤمنین» اى مردم! به علىّ به عنوان امیرالمؤمنین سلام کنید و بگویید: «الحمدللّه الّذى هدنا لهذا...».
امام هادى (ع) فرمود: در روز قیامت، پیامبر و حضرت على و تمام ائمّه علیهم السلام در برابر مردم قرار مى‏ گیرند و در این هنگام شیعیان مى‏ گویند: «الحمدللّه الّذى هدانا لهذا...».
پیام ها    1 - بهشتیان، از لطف خدا شاکرند و از هدایت شدنشان مغرور نیستند. «الحمدللّه الّذى هدانا»
2- بهشتیان به اعمال و کارهاى خود متّکى نیستند. «هدانا اللّه»
3- عقل و علم و تلاش به تنهایى کافى نیست، عنایت و امداد الهى نیز براى هدایت لازم است. «لولا ان هدانا اللّه»
4 - انبیا، وسیله‏ هدایتند و هدایت شان همراه با حقّ است. خودشان، حرفشان، عملشان، شیوه ‏ها و وعده‏ هایشان همه حقّ است. «لقد جاءت رسل ربّنا بالحقّ»
5- بهشت در برابر عمل است، نه امید و آرزو. «اورثتموها بما کنتم تعملون» حضرت على (ع) مى‏ فرماید: از کسانى مباش که آخرت را بدون عمل آرزو مى‏ کنند. «لاتکن ممن یرجو الاخرة بغیر العمل»
صفحه 290-سوره مزمل آیه 20 
إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ ۚ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ ۚ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ ۖ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ۚ
همانا پروردگارت مى‌داند كه تو و گروهى از كسانى كه با تو هستند، نزديك به دو سوم شب يا نصف آن يا يك سوم آن را به عبادت برمى‌خيزيد و خداوند شب و روز را اندازه‌گيرى مى‌كند. او مى‌داند كه شما نمى‌توانيد به طور دقيق آن را احصا كنيد. از اين رو شما را بخشيد (و حساب دقيق شب را از شما برداشت) پس آنچه ميسّر است از قرآن بخوانيد. 

در اين آيه، سفر به قصد تجارت با سفر به قصد جهاد در كنار هم آمده است، با آنكه اوّلى امرى دنيوى است و دوّمى امرى اخروى. براساس روايات، اگر تاجر در كارش خدا را مراعات كند و از كم فروشى و گران فروشى و احتكار و كلاهبردارى دورى كند، معيشت مردم را تامين كرده و همانند مجاهدى است كه در ميدان قدم مى‌گذارد تا دشمن را از پاى درآورده و امنيّت جامعه را تضمين كند. «1»

گرچه تلاوت قرآن، از تكاليف واجب نيست، امّا مورد سفارش بسيار است، تا آنجا كه در يك آيه، دوبار فرمان آمده و مورد تاكيد قرار گرفته است. فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ‌ ...

فَاقْرَؤُا ...

احكام اسلام، هماهنگ با توان و امكانات انسان است و هيچ‌گاه عسر و حرج به دنبال ندارد.

صفحه 575-آیه 8 سوره انسان یا دهر (آیه اطعام)

وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا
صاحبان روض الجنان از خاصه و کشف الاسرار از عامه بنا به نقل از مجاهد و ابن عباس و ابوصالح چنین گویند که این آیات درباره امام على مرتضى علیه‌السلام و خاندان گرامى او فاطمه و حسن و حسین علیهم‌السلام نازل گردید بدین شرح که حسن و حسین بیمار شده بودند. رسول خدا صلی الله علیه و آله با عده اى از اصحاب و وجوه عرب به عیادت آمدند. پیامبر فرمود: یا على اگر نذر نمائى از براى فرزندان تو امید شفا از براى آن‌ها خواهى یافت. على و فاطمه نذر کردند که سه روز روزه بدارند و کسى که در این نذر با آنان شرکت نمود، فضه خادمه بود. خداوند به حسن و حسین شفا بخشید، اینان به نذر خویش وفا کردند. روز اول روزه نگه داشتند، شب اول طعام نداشتند که افطار کنند. امام از یک نفر یهودى خیبرى که نام او شمعون بود سه صاع جو قرض کردند. فاطمه با دستیارى فضة آن را آرد نمود و نان پخت موقع افطار پس از نماز مغرب مسکینى بر آن‌ها وارد شد و گفت: السلام علیکم یا اهل بیت النبوة سپس اظهار گرسنگى کرد. على و فاطمه غذاى خود را به مسکین مزبور دادند روز دوم به همین کیفیت روزه بداشتند. موقع افطار یتیمى از اولاد مهاجرین بر سراى آنها آمد و گفت: السلام علیکم یا اهل بیت محمد من یتیمى از ایتام مهاجرین مى باشم. پدرم شهید شده مرا از طعام خود سیر نمائید باز على و فاطمه همه غذاى خود را به یتیم دادند. روز سوم هم روزه بداشتند. باز موقع افطار اسیرى بر در سراى آن‌ها آمد و گفت: اى اهل بیت رسول خدا من اسیرى از اسیران هستم و گرسنه ام مرا سیر نمائید. آن شب نیز غذاى خویش را به او دادند و خود با آب افطار نمودند. روز چهارم با حالت ضعف مفرط نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند. پیامبر وقتى آنان را بدان وضع دید به گریه افتاد و خداوند این آیات را در شأن آنان نازل فرمود و نیز گویند: پیامبر فرمود: واغوثاه من اهل بیت محمد یموتون من الجوع یعنى خدا به فریاد برسد، درباره خاندان محمد که نزدیک است از گرسنگى تلف شوند و نیز واحدى از مفسرین عامه و ابوحمزه ثمالى و على بن ابراهیم در تفاسیر خود به عناوین مختلف شأن و نزول این آیات را درباره على و فاطمه و حسن و حسین علیهم‌السلام روایت کرده اند و نیز شیخ مفید در اختصاص خود و صاحب تفسیر برهان نیز از ابن بابویه شأن و نزول این آیات را درباره اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله به نهج گفتار فوق ذکر نموده اند.
 
صفحه 278- تفسیر سوره نحل - آیه ۹۸ و ۹۹
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْءَانَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَنِ الرَّجِیمِ
إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَنٌ عَلَى الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَلَى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ‏
ترجمه :پس هرگاه خواستى قرآن بخوانى، از (شر) شیطان رانده شده به خداوند پناه ببر.
البته شیطان را بر کسانى که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل مى ‏کنند، غلبه و سلط ‏اى نیست.
هر کار خوبى ممکن است آفاتى داشته باشد، همان گونه که عزّت، آفتى دارد مثل تکّبر و خدمت به مردم، آفتى دارد مثل منت گذاشتن، قرائت قرآن نیز ممکن است آفاتى از قبیل خودنمایى، کسب درآمد، رقابت‏ هاى منفى، فریب مردم، فهم غلط، تفسیر به راى و... داشته باشد که انسان باید هنگام تلاوت قرآن از شرّ همه‏ آفات، به خداوند پناه ببرد.
امام صادق (ع) فرمود: تلاوت نیاز به سه چیز دارد: قلب خاشع و بدن فارغ و موضع خالى. یعنى حالتى که در آن پیش داورى نباشد.
قرآن اگر همراه با تفسیر و نظرات امامان معصوم‏ باشد، «کتاب اللَّه و عترتى لن یفترقا» و بر دل ‏هاى پاک وارد شود، «هدىً للمتقین» سبب هدایت و رشد و زیاد شدن ایمان و علم مى ‏گردد. چنانکه قرآن مى‏ فرماید: اى پیامبر هرگاه قرآن تلاوت مى‏ کنى ما میان تو و کسانى که ایمان به آخرت ندارند مانعى قرار مى‏ دهیم
در روایات مى‏ خوانیم: پیامبر اکرم‏ هنگام تلاوت قرآن جمله «اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم» را مى‏ خواندند.
پیام ها
۱- از خطر نفوذ شیطان در بهترین افراد و مقدّس ‏ترین کار غافل نباشید. (تلاوت قرآن از شخصى مثل پیامبر اکرم هم نیاز به استعاذه دارد)
۲- شیطان به سراغ همه مى‏آید، امّا در همه تأثیرگزار نیست. «لیس‏له سلطان على الّذین آمنوا»
۳- ایمان و توکّل، قلعه ‏اى است که انسان را از آسیب‏ پذیرى حفظ مى‏ کند. «لیس له سلطان على الّذین آمنوا»
۴- پناه بردن به خداوند، نشانه‏ ایمان به او و توکّل بر اوست. «فاستعذ باللَّه ... امنوا و على ربّهم یتوکّلون»
۵ - پناه بردن شما همراه پناه دادن اوست. (پس پناه ببرید، «فاستعذ» تا او شما را پناه دهد و اگر او پناه ندهد، پناهندگى ما بیهوده است.)
۶- جز پناهندگى به او راه دیگرى نیست. «فاستعذ باللَّه»
صفحه 422 آیه 33 سوره احزاب

 (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا ) .

خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهلبیت (علیهم السلام) دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

تعبیر به انما که معمولا برای حصر است ، دلیل بر این است که این موهبت ویژه خاندان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است .

جمله یرید اشاره به اراده تکوینی پروردگار است ، و گرنه اراده تشریعی ، و به تعبیر دیگر لزوم پاک نگاهداشتن خویش ، انحصاری به خاندان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) ندارد ، و همه مردم بدون استثناء به حکم شرع موظفند از هر گونه گناه و پلیدی پاک باشند .

ممکن است گفته شود اراده تکوینی موجب یکنوع جبر است ، ولی با توجه به بحثهائی که در مساله معصوم بودن انبیاء و امامان داشته ایم پاسخ این سخن روشن می شود و در اینجا بطور خلاصه می توان گفت : معصومان دارای یکنوع شایستگی اکتسابی از طریق اعمال خویشند ، و یکنوع لیاقت ذاتی و موهبتی از سوی پروردگار ، تا بتوانند الگو و اسوه مردم بوده باشند .

به تعبیر دیگر معصومان به خاطر تاییدات الهی و اعمال پاک خویش ، چنان هستند که در عین داشتن قدرت و اختیار برای گناه کردن به سراغ گناه نمی روند درست همانگونه که هیچ فرد عاقلی حاضر نیست ، قطعه آتشی را بر دارد و به دهان خویش بگذارد با اینکه نه اجباری در این کار است و نه اکراهی ، این حالتی است که از درون وجود خود انسان بر اثر آگاهیها و مبادی فطری و طبیعی می جوشد ، بی آنکه جبر و اجباری در کار باشد .

واژه رجس به معنی شی ء ناپاک است خواه ناپاک از نظر طبع آدمی باشد یا به حکم عقل یا شرع و یا همه اینها . (1)

و اینکه : در بعضی از کلمات ، رجس به معنی گناه یا شرک یا بخل و حسد و یا اعتقاد باطل و مانند آن تفسیر شده ، در حقیقت بیان مصداقهائی از آن است ، و گرنه مفهوم این کلمه ، مفهومی عام و فراگیر است ، و همه انواع پلیدیها را به حکم اینکه الف و لام در اینجا به اصطلاح الف و لام جنس است شامل می شود .

تطهیر به معنی پاک ساختن و در حقیقت تاکیدی است بر مساله اذهاب رجس و نفی پلیدیها ، و ذکر آن به صورت مفعول مطلق در اینجا نیز تاکید دیگری بر این معنی محسوب می شود . و اما تعبیر اهل البیت به اتفاق همه علمای اسلام و مفسران ، اشاره به اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است ، و این چیزی است که از ظاهر خود آیه نیز فهمیده می شود ، چرا که بیت گرچه به صورت مطلق در اینجا ذکر شد ، اما به قرینه آیات قبل و بعد ، منظور از آن ، بیت و خانه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است . (2)

اما اینکه مقصود از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در اینجا چه اشخاصی می باشد ؟ در میان مفسران گفتگو است ، بعضی آن را مخصوص همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) دانسته اند ، و آیات قبل و بعد را که در باره ازواج رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) سخن می گوید

1. راغب در کتاب مفردات در ماده رجس معنی فوق و چهار نوع مصداق آن را بیان کرده است.

2. اینکه بعضی بیت را در اینجا اشاره به بیت الله الحرام و کعبه دانسته اند و اهل آن را متقون شمرده اند بسیار با سیاق آیات نامتناسب است، چرا که در این آیات سخن از پیامبر(ص) و بیت او در میان است نه بیت الله الحرام و هیچگونه قرینه ای بر آنچه گفته اند وجود ندارد.

صفحه 57 -آیه 61 سوره آل عمران«آیه مباهله»

فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ

از آن پس که به آگاهی رسیده ای، هر کس که درباره او با تو مجادله کند، بگو: بیایید تا حاضر آوریم ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را ما زنان خود را و شما زنان خود را ما خود و شما خود آنگاه دعا و تضرع کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان بفرستیم

مباهله در اصطلاح به معناى نفرین كردن دو نفر یا دو گروه بر ضد یكدیگر است. بر اساس این آیه، وقتى مسیحیان نجران از روى لجاجت و عناد سخن پیامبر را درباره یگانگى آفریدگار و شخصیت حضرت عیسی علیه‌السلام نپذیرفتند، خداوند به پیامبر دستور داد كه آنان را براى نفرین بر ضد یكدیگر بخواند و هر دو گروه در برابر هم بایستند و از خدا بخواهند كه هر كس در این موضوع دروغ‌گو است، خداوند بر او غضب كند.

بر اساس روایات پرشمارى از شیعه و سنى، رسول خدا صلى الله علیه و آله در صبح روز مقرر آمد؛ در حالى كه امام حسین علیه السلام را در آغوش داشت و دست امام حسن علیه السلام را گرفته بود و حضرت فاطمه و امام على علیهماالسلام در پشت سر حضرت حركت مى‌كردند. حضرت به آن‌ها گفت: وقتى من دعا كردم، شما آمین بگویید. وقتى بزرگ مسیحیان چنین دید، خطاب به همراهانش گفت: اى گروه نصارا! همانا صورت‌هایى را مى‌بینم كه اگر از خدا بخواهند كوه را از جاى بَركَند، مى‌كَنَد. مباهله نكنید كه نابود مى‌شوید؛ آنگاه آنان تسلیم پیامبر شدند و به پرداخت جزیه گردن نهادند

صفحه 426-آیه 56 سوره احزاب 

انَّ اللَّهَ وَ مَلَآئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِ‏ّ یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ صَلُّواْ عَلَیْهِ وَسَلِّمُواْ تَسْلِیماً
ترجمه
همانا خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود مى‏ فرستند؛ اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! شما (نیز) بر او درود فرستید و به او سلام کنید سلامى همراه با تسلیم.
در کتاب‏هاى شش گانه‏ اهل سنّت روایاتى آمده که از پیامبر اکرم پرسیدند: چگونه صلوات بفرستیم؟ فرمود: بگویید: «اللّهم صلّ على محمّد و آل محمّد»
در صحیح بخارى (باب چگونگى صلوات بر پیامبر) وقتى این حدیث را نقل مى‏ کند، در همان نقل حدیث، کلمه‏ «آل محمّد» را حذف کرده، چنین مى ‏نویسد: از محمّد «صلّى اللّه علیه و سلّم» پرسیدند: چگونه صلوات بفرستیم؟ فرمود: بگویید: «اللّهم صلّ على محمّد و على آل محمّد»!؟
در کنار نام پیامبر، ذکر صلوات مهم است. رسول خد فرمود: «هرکه درکتاب و نوشته ‏اى بر من صلوات فرستد تا آن صلوات در آن نوشته باقى است، براى او پاداش خواهد بود»
در حدیث مى‏ خوانیم: «هرکس بر حضرت محمّد یک صلوات فرستد، خداوند ده صلوات بر او مى ‏فرستد و ده لغزش او را مى‏ پوشاند».
صلوات، کلید استجابت دعا و سبب سنگین شدن میزان مؤمن در قیامت مى‏شود.
خداوند در قرآن به پیامبرش مى ‏فرماید: به زکات دهندگان صلوات فرست، «خذ من اموالهم صدقة... صلّ علیهم»، در این آیه به مردم سفارش مى‏کند که بر پیامبر صلوات فرستاده شود. آرى، در اسلام رابطه مردم و رهبر، رابطه صلوات و درود است همان‏گونه که در آیه ۵۴ سوره انعام خدا به پیامبرش دستور مى‏ دهد به کسانى که به ملاقاتت مى‏ آیند سلام کن. «اذا جاءک الّذین یؤمنون بآیاتنا فقل سلام علیکم»
امام صادق‏ (ع) فرمود: «درود خداوند به معناى رحمت، درود ملائکه به معناى به پاکى یاد کردن و درود مردم به معناى دعاست».
پیام ها
۱- هرگاه خواستید دیگران را به کار خیرى دعوت کنید، اوّل خود و دست اندرکاران شروع کنید. (خداوند براى فرمان صلوات به مردم، اوّل از صلوات خود و فرشتگان نام مى‏ برد.) «انّ اللّه و ملائکته یصلّون»
۲- صلوات خدا و فرشتگان دایمى است. «یصلّون»
۳- صلوات بر پیامبر، لازمه ایمان و از وظائف مؤمنان است. «یا ایّها الّذین آمنوا صلّوا»
۴- درود لفظى کافى نیست، تسلیم عملى نیز لازم است. «صلّوا علیه و سلّموا»
۵ - رابطه‏ مردم و رهبر در حکومت الهى، صلوات و سلام است. (علاقه‏ قلبى کافى نیست، اظهار علاقه لازم است.) «صلّوا علیه و سلّموا»

تعداد مشاهده (64)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره خبر "مسابقه آیات منتخب در صبحگاه قرآنی سال تحصیلی جاری"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید